چنانكه پوتين بلافاصله پس از آنكه وارد بخارست محل برگزاري نشست سران سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) شد، اعلام كرد مسئله عضويت اين دو كشور براي وي به منزله يك «خط قرمز» است.
رئیس جمهور روسیه هم چنين ضمن انتقاد از سیاستهای این سازمان تاکید کرد که برخی اعضای ناتو به‌دنبال آرزوهای امپریالیستی خود هستند. جالب آنكه هزاران تن از مردم اوكراين هم در پايتخت و هشت شهر ديگر، نپيوستن اين كشور به ناتو را جشن گرفتند.از سوي ديگر روزنامه فرانسوي «لوفيگارو» در سر مقاله خود تحت عنوان «خداحافظي با متحدان جرج بوش» در مورد اجلاس ناتو نوشت؛ اگر رئيس جمهور آمريكا بخواهد كارنامه اي صادقانه از عملكرد خود ارائه كند مشاهده خواهد كرد كه ناتويي ضعيف شده، به همراه مشكلات نظامي در افغانستان، چند دستگي سياسي در برابر روسيه اي بسيار تهاجمي و همچنان مردد درباره ماموريت‌ها به جا گذاشته است.سخنراني سه مقام اروپايي (اشتاين ماير وزير خارجه آلمان، فرانس يوزف يونگ وزير دفاع آلمان، فرانسيس فيون نخست وزير فرانسه) در مخالفت با درخواست‌هاي بوش نيز از جمله نكات بارز اين نشست بود، آنها تلويحا به بوش هشدار دادند كه اجازه نمي دهند، اروپا عرصه تاخت و تاز سياست‌هاي جنگ طلبانه آمريكا باشد و از سوي ديگر نسبت به تعارض فلسفه وجودي ناتو با رويكرد فعلي كه آمريكا آن را رهبري مي‌كند هشدار دادند. اين هشدار در واقع به هويت امنيتي و دفاعي ناتو اشاره دارد كه در مقدمه اين پيمان نيز به آن اشاره شده بود: «دولت‌های امضا کننده این پیمان، قصد دارند از آزادی که میراث مشترک مردم آن‌ها به شمار می رود و بر اساس اصول دموکراسی، آزادی فردی و حکومت قانون ایجاد شده است، حفاظت کرده و ثبات و آرامش را در منطقه آتلانتیک شمالی برقرار سازند. آن‌ها همچنین مصمم هستند، تلاش‌های خود را در راستای دفاع دسته جمعی و حفاظت از صلح و امنیت متحد نمایند.»اين تعارض از آنجا ناشي مي‌شود كه آمريكا از ابتدا اگرچه در ظاهر مدعي آن بود كه براي ناتو ماهيت دفاعي و برقراري امنيت قائل است اما در واقع ایالات متحده و متحدان غربی آن سازمان ناتو را به وجود آوردند تا در مقابل اتحاد شوروی و گسترش کمونیسم به اروپای غربی مانعی ایجاد نمایند.در دنیای پس از جنگ جهانی دوم، کاپیتالیسم و کمونیسم دو ایدئولوژی مسلط بر صحنه روابط بین‌الملل بودند. این دو ایدئولوژی در قالب دو ابرقدرت ایالات متحده و اتحاد شوروی، که تنها کشورهایی بودند که پس از فروکش کردن آتش جنگ، نای ادامه حیات داشتند، به رقابت با هم پرداختند. ناتو براي مقابله با تهديدات بلوك شرق كمونيستي تشكيل شد و صرفا در اين قلمرو تعريف مي‌شد اما امروز مورد چالش و پرسش است كه با از هم پاشي بلوك شرق آيا مي‌تواند فاقد فلسفه وجودي باشد يا خارج از قلمرو اروپا به عنوان چماق مسلوب الاختيار آمريكا در نظامي‌گري‌هاي بي فايده و فاقد مشروعيت عمل كند؟ اين چالش تا بدان حد جدي است كه ياپ دوهوپ شفر دبيركل ناتو تصريح مي‌كند «ما جاه طلبي نمي خواهيم بكنيم و اصولا نيرو و پول كافي براي چنين كاري نداريم. ما قرار نيست ژاندارم جهان باشيم اگرچه بر تامين امنيت جهاني مي‌انديشيم.»اروپا برخلاف آمريكا كه مي‌خواهد ناتو را به سراسر جهان گسترش دهد و براي تحكيم قدرت جنگي خود از ناتو استفاده كند، اين پيمان را همچنان دفاعي و منطقه اي مي‌داند. رفتار اروپايي‌ها به هرحال در باقي مانده دوره رياست جمهوري آقاي بوش، احتياط آميز و گذراندن وقت است.